ونوس الهه زیبایی ها

در نگاه آنهایی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

تکراری

سلام به همه دوستای گلم

از اینکه اینقدر دیر به دیر میام آپ میکنم شرمنده ام و از اینکه این همه برام پیام میزارین با وجود اینکه مطلب جدید ندارم بازم شرمنده راستش این روزا دخترم وقتم رو حسابی پر کرده راستی از دخترم براتون نگفتم که چقد ماه شده هانیه خانمم 5 ماهه شده و من 5 ماهه که مامان شدم.

اولاش سخت بود اما دارم کم کم عادت میکنم. روزا دوباره داره تکراری میشه و من نمیدونم 

واسه فرار از این تکرار باید چی کار کرد .نمیدونم شاید فقط من نیستم که این حس رو دارم خیلی از آدما تو این دوره زمونه همین حس رو دارن اما من نمیخام این جوری باشه ...

+ نوشته شده در  جمعه ششم تیر 1393ساعت 21:57  توسط ونوس  | 

سلام به همه دوستای گلم امشب بعد از مدتی دوباره اومدم. یک ماهی هست که دخترم دنیا اومده اگر بخوام دقیق بگم یک ماه و دو هفته است .روزای سختی بود اما تموم شد .با دنیا اومدن هانیه کوچولو از تنهایی در اومدم ولی خب دست تنها بچه بزرگ کردن سخته ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت 23:35  توسط ونوس  | 

سلام

سلام یه سلام از ته ته دل به همه دوستایی که منتظر مطالبم هستن و میان به من سر میزنن.

امروز شاید بعد از مدتی دوباره اومدم اما یه خبر خوب دارم براتون یه خبر که به خاطرش زندگیم داره مسیر

دیگه ای پیدا میکنه. امروز فهمیدم که دارم مامان میشم.

امیدوارم بتونم یه مامان خوب باشم و امیدوارم که تو یه آینده خوب کوچولوم رو در آغوش بگیرم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1392ساعت 14:53  توسط ونوس  | 

سلام به همه دوستای گلم سال نو رو به همه شما تبریک میگم. امیدوارم امسال یه سال بهتری باشه براتون.

هر چند که دیگه بهتری با این وضعیت وجود نداره اما حداقل بد تر از سال گذشته نشه انشاالله....

یکی از دوستای گلم  یه سوالی از من پرسیده بود .اینکه معنی اسم ونوس چیه و اگر درست متوجه شده باشم 

میخواست  بدونه آیا شخصیت ونوس واقعا همین طور هست که من در مطالب آوردم  یا خیر  و دیگه اینکه میخواد 

اسم دختر کوچولوی خودشو  ونوس بزاره ....

دوست عزیزم باید بگم که اسم  هر فردی  در جامعه ما تا حدی نشان دهنده ی شخصیت اوست اما این به آن

معنی نیست که  برای مثال  کسی  که ونوس نام دارد همان شخصیت ونوس افسانه ای را داشته باشد.

ونوس در فرهنگ ما به معنی دختر خوش چهره می باشد.

امیدوارم اسم مناسبی را برای دخترتون انتخاب کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 16:37  توسط ونوس  | 

سلام به همه دوستام و همشهری های خودم

این روزا رو خیلی دوست دارم .انگار حال و هوای بهار حال و هوای من رو هم کمی تغییر داده.

مدتی هست که دیگه از لاک خودم در اومدم و به قول یه بنده خدایی تکونی به خودم دادم.

روزا از خونه میزنم بیرون و خودم رو سر گرم میکنم. مدتی هم درگیر خونه تکونی بودم .

به هر حال امسال باید مثل خانم های خونه منم یه کارایی میکردم. گذشته از این ها دو سه

هفته ای هست که شروع کردم به استخر رفتن. از بیکاری بهتره انگار توی روحیم تاثیر زیادی داره

می خوام ادامه بدم تا الان که خوب پیش رفتم . دیروز رفتم برای اولین بار تو ۵ متری حس جالبی بود

تجربه ی خیلی عالی بود واسم یه حس ترس و اشتیاق خلاصه ....

باید کم کم به اینجا بودن عادت کنم اما ...

آرزوم اینه که یه روزی یه جایی یه کمی نزدیک تر به اونایی باشم که دوستشون دارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1391ساعت 17:9  توسط ونوس  | 

انگار تمام دنیا و آدمانش مرا فراموش کردند

                      انگار تمام رنگها بی رنگ شده اند

مدت زمانی است دیگر آسمان رنگ زیبایی ندارد  تمام دوستانم من را ترک کردند یا شاید من آن ها را ترک کردم  . اما بهتر همان بهتر کسی سراغی از من نگیرد تا آرام تر و بی دغدغه باشم .مدام  از من گله می کنند خبری ازت نیست گویا عادت کردند که من به آنها سر بزنم و اگر روزی نباشم وظیفه ام را انجام ندادم!

ای دنیای نامرد ...

گفته بودی  مشکلی داری؟ آری دارم  مشکل دارم مدتی است  با خود درگیر شده ام اما کم کم  روبه راه می شوم مگر نمی دانی به این روز مرگی عادت کردم . انگار دارم به زندگی در اینجا عادت میکنم .  به دوری از تو دوری از آنهادوری از تمام دلبستگی هایم. انگار شهر من اینجا باید باشد. انگار دیگر چاره ای نیست باید به زندگی با این مردم  عادت کنم اما چگونه می توانم  آنجا و خیابان هایش و مردمانی را که از خود می دانستنم را ترک کنم دیگر وقتی از رهگذری میگذرم به او نگاه هم نمی کنم انگار امیدی به آشنایی ندارم .

اینجا همه غریبه اند اینجا  کسی من را نمشناسد و من نیز آنها را ازخود نمی دانم . نمی خواهم آنها از من باشند به کسی نگو ولی از آنها و از اینجا بیزارم ...

تنها به خاطر او می مانم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1391ساعت 14:3  توسط ونوس  | 

آدمها را دوست دارم ، همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند ، همانهایی که برای همه لبخند دارند ، همانهایی که بوی ناب انسانیت میدهند ، و من باور دارم که تو از همانهایی

سلام به همه دوستای خوبم که ازم گله دارند و مدام میگن کم پیدایی ....

آخه تو این همه گرفتاری و  روز مرگی و بی معرفتی دیگه کی حاله آپ کردن و مطلب نوشتن داره؟

ارشد شرکت کردم اما اصلا نمی خونم . راستش تازه برگشتم یک ماه بود که گنبد رفته بودم و  خوش بودم اما باز برگشتم تو غربت ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1391ساعت 14:53  توسط ونوس  | 

 چند وقتیه که به روزمرگی عادت کردیم

 نه از من خبری هست و نه از تو

نه من حرفی برای گفتن دارم  نه تو

چقدر بده که مدام منتظره یه اتفاق باشیم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1391ساعت 13:56  توسط ونوس  | 

ماه رمضان

 

مژده ای منتظران ماه خدا آمده است

ماه شبهای مناجات و دعا آمده است

ماه دلدادگی بنده به معبود رسید

 بر سر سفره شاهانه گدا آمده است.....

************************

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان

ماه  عبادت و بندگی

ماه دوست داشتن و نزدیک شدن به پروردگار

را به همه ی مسلمانان جهان تبریک می گویم

 

 

به یاد اون روزا که سفره افطار و سحر برای همه شوق و ذوق داشت.

 حالا دیگه همه اون خوشی ها کم رنگ تر شده...

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1391ساعت 16:43  توسط ونوس  | 

نامه یک دختر بسیار کم توقع به نامزدش ...

عزیزم سلام
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!

اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند ”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود!


اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند وهرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!


اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید… جلوی چشم همه هم که نمی.شود!


اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا “به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است”؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!


اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!



و بالاخره…!!

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 17:21  توسط ونوس  | 

مطالب قدیمی‌تر